زروان به چه معناست؟

0
35

اینکه چرا نام زروان را انتخاب کردیم داستان طولانی دارد.زروان به معنای خدای زمان می باشد.بگذارید داستان جالبی را برای شما بیان کنیم.اگر زمان را مانند یک خط افقی و مستقیم در نظر بگیریم و شخصی بتواند بر روی این خط جابه جا شود مانند این است که در زمان جا به جا می شود ولی در مفهمی به نام زمان وجود ندارد!!! او در مفهومی به نام بی زمانی است که کلمه باستانی آن “آژمان” است. آژمان یعنی بی زمان.همان طور که می بینید زمان و بی زمان (زروان و آژمان) یکی از سنگین ترین و مبهم ترین مفاهیمی هستند که تا کنون بشر با آن های مواجه بوده است.از طرفی ما در کلیه پروژه ها با سه مفهوم زمان، هزینه و کیفیت سروکار داریم. اکنون باید متوجه شده باشید که چرا این اسم را انتخاب کردیم.

اما توجه شما را به تعریف ویکی پیدیا از زروان جلب می کنیم.

زروان نام یکی از ایزدان باستانی است. زروان در نوشته های پهلوی خدای زمان است ، اما بنا بر آیین زروانی ، زروان خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایشهایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی های آرمانی اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند.

زروان یا زمان در آیین ایرانی تاریخی مبهم و طولانی دارد. در لوحه‌های بابلی مربوط به قرن پانزدهم پیش از میلاد از ایزدی به نام زروان سخن رفته‌است. در اوستا نیز به اختصار از این ایزد یاد شده و در متون پهلوی هم دربارهٔ آن سخن رفته‌است. زروان اصلاً فرشتهٔ زمان است و با صفت اکرانه (بیکرانه) از او یاد شده‌است. از صفات زروان چنین پیداست که برای زمان آغاز و انجامی تصور نشده و آن را همیشه پایدار و قدیم و جاودانی دانسته‌اند. از این زمان بیکرانه است که زمان کرانمند آفریده شد و ادامهٔ خلقت از طریق توالد و تناسل میسر گردید. در آئین مهرپرستی نیز زمان بیکرانه در رأس قرار دارد و زروان معمولاً به صورت موجودی با سر شیر و جسمی که ماری دور آن پیچیده، تجسم یافته‌است.

در برخی از نوشته‌های زبان پهلوی از زروان به صورت موجودی برتر از اورمزد سخن رفته‌است. در گات‌ها زوران اهمیتی ندارد. برخی از دانشمندان جنبشی را که موجب پدید آمدن آئین زروانی شده‌است مربوط به دوران اشکانی و ساسانی می‌دانند. و برخی دیگر آئین زروانی را دین مغان مادی پیش از فرارسیدن دین زرتشت پنداشته‌اند.مانی با اقتباس از افکار زرتشتی زمان خود نام زروان را به خدای بزرگ که به تصور او خود صاحب دو فرزند بود اطلاق کرده‌است و در واقع در وجود زروان دوگانگی مزدایی به وحدت تبدیل می‌شود. از این رو بعضی از محققان آیین زروانی را گونه‌ای یکتاپرستی دانسته‌اند.

اعتقاد به زروان، در هر حال، البته قبل از عهد ساسانیان در ایران وجود داشته است. نه فقط در اوستا، ذکر زروان آمده است بلکه در مآخذ نسبتا قدیم یونانی هم به وجود آن اشارت رفته است. در دوره ساسانی، مذهب زروان بیش از سایر مذاهب بین زرتشتی‌ها رایج بوده است. مذهب زروان حاصل و نتیجه تاثیر و نفوذ عقاید و مذاهب بابلی در آیین زرتشت می‌باشد. در واقع، زروان که پروردگار زمان است مظهر و مدبر حرکات افلاک و اجرام تلقی می‌شده است که همه چیز را در بر دارد و بر همه چیز قاهر است و اعتقاد به جبر و تقدیر هم که از نتایج اعتقاد به زروان است، با معتقدات بابلی‌ها و کلدانی‌ها در باب تاثیر اوضاع کواکب بر احوال نفوس مناسبت دارد و به نظر می‌آید که آیین زروان از وقتی در بین ایرانیان پدید آمده است که بابل ضمیمه مملکت هخامنشی شده است. نهایت آنکه در عهد ساسانیان انتشار آن در بین عوام بسیار بطئی بوده است و عهد ساسانیان است که در بین عامه نیز نفوذ و انتشار یافته است و شاید مذهب معتبر و عمده عامه همین آیین زروان بوده است.

زروان، خدای دیرین، که پدر هرمزد و اهریمن به شمار می‌آمد تنها زمان بی‌کران نبود مظهر تقدیر و سرنوشت نیز محسوب می‌شد. در آیین زروان، جهد تمام رفته بود که خیر و شر، هر دو را به مبدا واحد که زروان است منسوب بدارند. از آن پس زروان که پروردگار زمان بود، مختار مطلق و جبار مقتدر گردید و دیگر جایی برای قدرت و اختیار انسان نماند. بدین گونه اعتقاد به نوعی جبر، که نتیجه این مذهب بود، اندک اندک در میان مردم رخنه کرد و از اسباب سقوط و انحطاط ملک گشت. در این آیین، اورمزد و اهریمن دو فرزند بودند، از آن زمان که زروان بی‌کران نام داشت. چون این دو نیروی عظیم، از یک اصل بودند، از حیث قدرت باهم برابری می‌کردند و در کارهای جهان تعادلی پدید آمد. بدین‌گونه آیین زروان ثنویت زرتشتی را به یک نوع توحید نزدیک می‌کرد و در ورای نیروی خیر و شر، وجود مطلقی را که زمان بی‌کران وابدیت جاودان باشد قرار می‌داد. این وجود مطلق، به صورت خدایی درآمد که هم پدید آرنده جهان بود و هم نیست کننده آن به شمار می‌آمد. به همان‌گونه که کرونوس پروردگار زمان نزد یونانیان قدیم بر همه چیز برتری داشت، زروان بی‌کران نیز در ایران همه چیز را در قبضه تصرف داشت.